تبليغاتX
مهتاب بی رنگ

مهتاب بی رنگ

بهترين درود هايم نثار آناني باد كه كاستي هايم را مي دانند و باز دوستم دارند
زمانی که...
 

زماني که شما دست از رويا برميداريد زندگي به پايان ميرسد

موقعي که شما اعتقاد خود از دست ميدهيد اميد تمام ميشود 

 زماني که شما از توجه به ديگران خوداري ميکنيد عشق به پايان ميرسد

 وزماني که شما از همدردي با ديگران امتناع مي ورزيد دوستي به پايان ميرسد...

  

 

سلام دوستاي خوب و مهربونم...

اگه ميبينيد اين روزا نيستم به اين معنا نيست كه نامهربون شدم و يا اينكه فراموشتون كردم

درس و مشغله ي زياد بهم فرصت نميده تا بيشتر پيش شماها باشم و بهتون سر بزنم

به هر حال كوتاهي منو بخشيد...

و اينكه ديگه با معرفت خودتونه كه بهم سر بزنيد يا نه...

همه تون خييييييلي خوبيد...

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت21:36توسط رویا |
گفتگو با خدا...
 

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::..

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا چه کسی است که گناهان را می بخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: فراموشم نکردی؟                                                                                              گفتی:فاذکرونی اذکرکم                                                                                                      .::مرا یاد کنید تا من نیز شما را یاد کنم(بقره/۱۵۲) .::

 گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل  کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد(بقره/۲۲۲)

 ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 گفتم: هیچ کسی نمی‌داند در دلم چه می‌گذرد
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید
..:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::. 

گفتم: خیلی دوست دارم مرا ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا طلب بخشش کنید و سپس توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

  

+نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت3:4توسط رویا |
...
 

سلام عزیزای همیشگی و خوبم

این متن رو یکی از دوستام ارسال کرده و من دیدم قشنگه گذاشتم تا شما هم بخونید و لذت ببرید

فقط نظر یادتون نره...

    *************

مي خواهم بروم، مي خواهم بگريزم...

از اينجا كه همه مانند مردگاني متحرك اند

از جايي كه هيچ كسي نيست تا طعم شيرين «سلام» را زمزمه كند

همه در يك فكرند...همه به دنبال يه چيز و آن دست يافتن به آرزوهاي خود...

حتي با در نظر نگرفتن ديگران

با مچاله كردن و له كردن آنها زير پاهايي كه به قول خودشان به دنبال زندگي ميرود..

اما زندگي اينجاست...

زندگي مانند رودي در جريان است و به قول معروف مرد كسي است كه در خلاف جهت رود

شنا كند.

زندگي در كنار خانواده اي تجلي مي يابد كه بدون نان ولي با عشق به ادامه ي حيات

مي پردازند

من در كجا زندگي مي كنم؟

در كنار اين خانواده يا در محلي كه عشق را با پولشان مي خرند و آن را مانند قمار

مي بازند...

پروردگارم! تو كداميك را مي پسندي؟؟!؟! آيا بايد به عدالت تو شك كرد؟؟؟

اما نه...

تو عادلي اما اين مردمانند كه به دور از انسانيت زندگي مي كنند

آخر فرق بچه اي كه در منطقه اي عيان نشين سگش گرسنه نمي ماند، با بچه اي كه در

دور دست از گرسنگي با مرگ دست و پنجه نرم مي كند چيست؟؟؟

مگر نه اينكه هر دو بنده ي تو و تو خداي هر دوي آنهايي؟؟

خداي خوبم

من جز بنده ي حقير و كوچك تو چيزي نيستم

اما از تو درخواستي هر چند كوچك براي تو ولي بزرگ براي يك دنيا دارم

انسانيت و محبت را در دل بندگانت جاي بده تا بدانند تنها آنها را نيافريدي...       

 

+نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت2:36توسط رویا |
ماجرای زندگی...
 

زندگی یک آرزوی دور نیست؛

زندگی یک جست و جوی کور نیست

 زیستن در پیله پروانه چیست؟

 زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست

 گوش کن ! دریا صدایت میزند؛

 هرچه ناپیدا صدایت میزند

جنگل خاموش میداند تو را؛

با صدایی سبز میخواند تو را

زیر باران آتشی در جان توست؛

 قمری تنها پی دستان توست

پیله پروانه از دنیا جداست؛

زندگی یک مقصد بی انتهاست

 هیچ جایی انتهای راه نیست؛

 این تمامش ماجرای زندگیست...

    

+نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد1388ساعت2:36توسط رویا |
عشق خدایی...
 

اگر در و پنجره های اتاقت را ببندی خورشید بیرون را نپوشانده ای؛

بلکه خودت را در تاریکی محبوس کرده ای!

حتی اگر درها را بگشایی؛ پنجره ها را باز کنی؛ و پرده ها را هم کنار بزنی؛

باز اگر چشمانت را بسته نگه داری جز تاریکی نصیبی نخواهی برد.

 نسبت ما با خدا نیز چنین است!

 عشق او همواره در دسترس است؛ اما دل ما گشوده نیست.

 دلت را به خدا بسپار.

بگذار خداوند تپش های هماهنگ با هستی را به آن الهام کند.

دلی که هماهنگ با نبض هستی نامتناهی نمیتپد؛ دل نیست ... پاره ی گل است.

   Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

سلام دوستای همیشگی و خوبم

تو این یه هفته ای که نبودم دلم خیلی براتون تنگ شده بود

واقعا ازتون ممنونم

اون دعاهای قشنگ با دل پاکتون به من و دوستم خیلی کمک کرد

خلاصه کلام اینکه من چاکککککر همه ی شما هستم

امیدوارم که گل لبخند همیشه روی لباتون خودنمایی کنه 

+نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت1:29توسط رویا |